ترجمه "lien" به فارسی
طحال, (تاهنگام برطرف شدن ادعا) ممنوع الفروش سازی, (حقوق) حق حبس بهترین ترجمه های "lien" به فارسی هستند.
lien
verb
noun
دستور زبان
(obsolete) A tendon. [..]
-
طحال
noun -
(تاهنگام برطرف شدن ادعا) ممنوع الفروش سازی
-
(حقوق) حق حبس
-
ترجمه های کمتر
- جلو گیری از فروش ملک تا هنگام برطرف شدن ادعاهای اشخاص ثالث
- حق حبس
- ییورگ قح
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lien " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lien" با ترجمه به فارسی
-
سند قرضه داری تقدم
-
وثیقه شناور
-
(حقوق) حق حبس ملک توسط مکانیک ها و تعمیرکاران ساختمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن