ترجمه "lifesaving" به فارسی
نجات غریق, جان بخش, جان بخشی بهترین ترجمه های "lifesaving" به فارسی هستند.
lifesaving
adjective
noun
دستور زبان
Describing that which preserves life, that prevents death. [..]
-
نجات غریق
noun -
جان بخش
-
جان بخشی
-
ترجمه های کمتر
- جان نجات
- نجات از مرگ
- نجات بخش
- نجات بخشی
- نجات دهنده
- نجات دهنده زندگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lifesaving " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lifesaving" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا) · (عامیانه) کسی که به وقت نیاز کمک می دهد · جان بخش · جان نجات · مامور نجات غریق · منجی · ناجی · نجات بخش · نوعی آب نبات · گارد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن