ترجمه "lifetime" به فارسی
زندگی, عمر, (یک) عمر بهترین ترجمه های "lifetime" به فارسی هستند.
lifetime
noun
دستور زبان
The duration of the life of someone or something. [..]
-
زندگی
nounJosh got called in for the audition of a lifetime.
جاش رفت واسه یه نقش که حکم مرگ و زندگی داشت تست بده.
-
عمر
nounThe process of gathering spiritual light is the quest of a lifetime.
فرایند گرد آوری نور روحانی پژوهش یک عمر است.
-
(یک) عمر
-
ترجمه های کمتر
- دوران طولانی
- رمعلا مادام
- زمان دراز
- زیست زمان
- طی عمر
- مادام العمر
- همه عمری
- وابسته به تمام عمر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lifetime " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lifetime
A time-out setting in Web playlists after which clients cannot access the playlist.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Lifetime" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Lifetime در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "lifetime" با ترجمه به فارسی
-
عمر طولانی، عمر دراز
-
رمعلا مادام ورزر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن