ترجمه "limiting" به فارسی
(دستور زبان) صفت محدود کننده (مانند: several و any), محدود, محدود کننده بهترین ترجمه های "limiting" به فارسی هستند.
limiting
noun
adjective
verb
دستور زبان
Present participle of limit. [..]
-
(دستور زبان) صفت محدود کننده (مانند: several و any)
-
محدود
nounHuman knowledge is limited.
دانش انسان محدود است.
-
محدود کننده
Like Chloe, we can choose to see commandments as limitations.
مثل کلوئی، ما می توانیم فرامین را محدود کننده ببینیم.
-
ترجمه های کمتر
- کرانمند ساز
- کرانمندگر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " limiting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "limiting" با ترجمه به فارسی
-
شرکت سهامی با مسئولیت محدود
-
شرکت با مسئولیت محدود
-
شركت محدود به سرمايه ها
-
رجوع شود به expressway
-
این فقط پیدا کردن راه حل های بهینه ی محلی را که محیط جست و جو را به شدت کاهش میدهد گازانتی میکند از این رو احتمال یافتن راه حل بهینه سرتاسری را محدود میکند
-
فیزیک کلاسیک
-
محدودیت در تقسیم سود سهام
-
(عامل محیطی که رشد یا فعالیت یا گسترش سازواره را محدود می کند) عامل بازدار · عامل محدود کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن