ترجمه "limpness" به فارسی

نرمی, انحنا پذیری بهترین ترجمه های "limpness" به فارسی هستند.

limpness noun دستور زبان

Property of being limp. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نرمی

  • انحنا پذیری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " limpness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "limpness" با ترجمه به فارسی

  • (به ویژه د رمورد جلد کتاب) نرم و خم شو · (کشتی و اسب و اتومبیل عیب دار و غیره) لک لک کنان رفتن · افتان و خیزان رفتن · انعطاف پذیر · بی حال · جلد شومیزی · خم پذیر · سست · سکته داشتن · شل · شل (به ویژه در مورد چیزی که قبلا سفت یا شق یا استوار بوده) · شل و ول · شلی · شلیدن · لخت · لمس · لنگان لنگان رفتن · لنگش · لنگی · لنگیدن · مانع حرکت شدن
  • جان سختی · طاقت · لنگی
  • لیمپ بیزکت
  • (به ویژه د رمورد جلد کتاب) نرم و خم شو · (کشتی و اسب و اتومبیل عیب دار و غیره) لک لک کنان رفتن · افتان و خیزان رفتن · انعطاف پذیر · بی حال · جلد شومیزی · خم پذیر · سست · سکته داشتن · شل · شل (به ویژه در مورد چیزی که قبلا سفت یا شق یا استوار بوده) · شل و ول · شلی · شلیدن · لخت · لمس · لنگان لنگان رفتن · لنگش · لنگی · لنگیدن · مانع حرکت شدن
  • جان سختی · طاقت · لنگی
اضافه کردن

ترجمه های "limpness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه