ترجمه "lineament" به فارسی

هنایش, وجنات, سیما بهترین ترجمه های "lineament" به فارسی هستند.

lineament noun دستور زبان

Any distinctive shape or line etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هنایش

  • وجنات

  • سیما

  • ترجمه های کمتر

    • ویژگی
    • قیافه
    • ریخت
    • رخ
    • خط
    • (معمولا جمع)
    • خطوط چهره
    • رو
    • سطح خط دار (در برخی سیارات)
    • صفات مشخصه
    • صفت مشخصه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lineament " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "lineament" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه