ترجمه "liner" به فارسی

آستر, آستردوز, تودوزی بهترین ترجمه های "liner" به فارسی هستند.

liner noun دستور زبان

Someone who fits a lining to something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آستر

    noun
  • آستردوز

  • تودوزی

  • ترجمه های کمتر

    • کشاپیما
    • کشاگر
    • استری
    • تویی
    • (تئاتر و غیره) گریم
    • (در آرایش صورت بانوان) خط چشم
    • (شخص یا دستگاه) خط انداز
    • (هر چیز) آستر مانند
    • (کشتی یا هواپیما: دارای آمد و شد در مسیر معین) مسافربر
    • جلد صفحه ی گرامافون
    • شیار انداز
    • نواره ساز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " liner " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

LINER noun دستور زبان

low ionization nuclear emission line region

+ اضافه کردن

"LINER" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای LINER در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "liner" با ترجمه به فارسی

  • (کسی که در سیاست از مشی انعطاف ناپذیری پیروی می کند) آدم سرسخت · آدم افراطی · آدم خمش ناپذیر · آدم سختگیر · آدم یکدنده
  • کشتی اقیانوسپیما
  • (امریکا) بذله · لطیفه
اضافه کردن

ترجمه های "liner" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه