ترجمه "lingerer" به فارسی

تاخیر کننده, درنگ کننده بهترین ترجمه های "lingerer" به فارسی هستند.

lingerer noun دستور زبان

Agent noun of linger; one who lingers. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاخیر کننده

  • درنگ کننده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lingerer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lingerer" با ترجمه به فارسی

  • درنگ · کشدار
  • (به سختی یا با درد والم) زنده ماندن · (در عزیمت) تعلل کردن · ادامه یافتن یا دادن · این پا آن پا کردن · به آهستگی حرکت کردن · به تعویق انداختن · درنگیدن · دوام آوردن · طول کشیدن · فس فس کردن · لم دادن · ماندن (و به رفتن بی میل بودن) · معطل کردن · نمردن · وقت تلف کردن · پا بر جا بودن · پرسه زدن · پلکیدن · یالم یالم رفتن
  • دراز؛ طولانی؛ مداوم: یک سال آزگار، شش ماه آزگار.
  • درنگ · کشدار
  • درنگ · کشدار
  • (به سختی یا با درد والم) زنده ماندن · (در عزیمت) تعلل کردن · ادامه یافتن یا دادن · این پا آن پا کردن · به آهستگی حرکت کردن · به تعویق انداختن · درنگیدن · دوام آوردن · طول کشیدن · فس فس کردن · لم دادن · ماندن (و به رفتن بی میل بودن) · معطل کردن · نمردن · وقت تلف کردن · پا بر جا بودن · پرسه زدن · پلکیدن · یالم یالم رفتن
اضافه کردن

ترجمه های "lingerer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه