ترجمه "lining" به فارسی
آستر, فراویز, سجاف بهترین ترجمه های "lining" به فارسی هستند.
lining
noun
verb
دستور زبان
A covering for the inside surface of something. [..]
-
آستر
nounTo prudery she added bigotry, a well assorted lining.
به ظاهر الصلاحیش، خر مقدسی را میافزود که برای آن مثل یک آستر جور است.
-
فراویز
-
سجاف
-
ترجمه های کمتر
- استری
- (اتومبیل و غیره) لنت ترمز
- (چرم یا کاغذ و غیره) آستری
- آستر مغزی
- پارچه ی آستری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lining " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lining"
عباراتی شبیه به "lining" با ترجمه به فارسی
-
خط تراز هیدرولیکی
-
آستر بودن · آستر زدن به · آستر کردن · آگهداد 3 · بازماندگان · بخشگر · خانواده 6 · خبر · خط آهن · خط دار کردن · خط نصف النهار 9 · خط کشیدن · در امتداد لبه ی چیزی قرار دادن · دودمان · رجوع شود به lineage 5 · رشته ی مورد علاقه (یا استعداد) 2 · سطر · سیم برق · سیم تلفن (یا تلگراف و غیره) · شاخه ی راه آهن 7 · شیره مالی 6 · فحوا · فرآویز زدن · لوله ی گاز · مغزی گذاشتن · نحوه ی عمل یا بیان · نخ · نسل · نوع کالا · پر کردن (از) · پیشه · چروک · چروک انداختن · کار 0
-
تبلیغات یک جانبه
-
(صنعت) خط مونتاژ · خط زنجیر · خط مونتاژ · خط هم گذارد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن