ترجمه "literary" به فارسی
ادبی, ادیب, ادیبانه بهترین ترجمه های "literary" به فارسی هستند.
literary
adjective
دستور زبان
Relating to literature. [..]
-
ادبی
adjectiverelating to literature
Everything was literary copy to him: his own adventures, his vices and the vices of his friends.
همهچیز، خواه کامیابیهای او نزد رنان، خواه هرزگیهای خود و دوستان وی، برای او مایهءکار ادبی بود.
-
ادیب
کسی در زمینهٔ ادبیات فعالیت دارد
the surroundings quiet and conducive to a literary life.
محیطش هم ساکت و برای یک ادیب واقعا الهام بخش است.
-
ادیبانه
-
ترجمه های کمتر
- به سبک کتابی (در برابر محاوره ای)
- وابسته به ادبیات
- وابسته به کتاب و نویسندگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " literary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "literary" با ترجمه به فارسی
-
نظریه ادبی
-
نقد ادبی
-
مکاتب ادبی
-
اقتباس ادبی
-
متخصص ادبیات
-
دزد دریایی
-
جایزه ادبی
-
منتقد ادبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن