ترجمه "literally" به فارسی

واقعا, (عامیانه) تقریبا, به راستی بهترین ترجمه های "literally" به فارسی هستند.

literally adverb دستور زبان

(speech act) word for word; not figuratively; not as an idiom or metaphor [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • واقعا

    They can literally create water out of thin air.

    آنها واقعا از هوای مرطوب آب می گیرند.

  • (عامیانه) تقریبا

  • به راستی

  • ترجمه های کمتر

    • به طور تحت اللفظی
    • بی کم و زیاد
    • حرف به حرف
    • موبه مو
    • واژه به واژه
    • چنانچه گویی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " literally " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "literally" با ترجمه به فارسی

  • (تمایل به تاکید بر معنی تحت الفظی) آرش گرایی · (هنر) واقع بینی شدید · رآلیسم به تمام معنی · نص گرایی · واقع گرایی شدید
  • به طور تحت الفظی (آرشی) تفسیر یا معنی کردن · واژه به واژه ترجمه کردن
  • آرشی بودن · تحت الفظی بودن · معنی یا تفسیر تحت اللفظی · واژه به واژگی · چم یا سفرنگ آرشی
  • (سنجه ی آبگونه ها) لیتر (حجم یک کیلو آب مقطر در حرارت - درجه سانتی گراد) · لیتر
  • آموخته · ادیب · الفبادان · باسواد · دانشمند · عالم · قادر به خواندن و نوشتن · نویسا در برابر: بی سواد illiterate) · وارد(به)
  • آرشی · الفبایی · بی روح · بی شایبه · بی پیرایه · بی کم و زیاد · تحت الفظی · حرف به حرف · حرفی · حقیقی (در برابر: مجازی figurative) · خشک · راستانه · راستین · ساده · غلط نامه · غلط چاپی · فاقد تخیل · لغوی · لفظی · لیترال · ملانقطی · موبه مو · وابسته به یا به صورت حروف الفبا · وات به وات · واتی · واج ریشه ای · واقعی
  • غلط نامه · غلط چاپی
  • لیتر
اضافه کردن

ترجمه های "literally" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه