ترجمه "liter" به فارسی

لیتر, (سنجه ی آبگونه ها) لیتر (حجم یک کیلو آب مقطر در حرارت - درجه سانتی گراد) بهترین ترجمه های "liter" به فارسی هستند.

liter noun دستور زبان

US spelling of litre: One cubic decimeter. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لیتر

    noun

    The metric unit of fluid, equal to one cubic decimetre. [..]

    I think of that liter, and how much carbon.

    من به آن یک لیتر فکر میکنم و اینکه چقدر کربن دارد.

  • (سنجه ی آبگونه ها) لیتر (حجم یک کیلو آب مقطر در حرارت - درجه سانتی گراد)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " liter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "liter" با ترجمه به فارسی

  • (تمایل به تاکید بر معنی تحت الفظی) آرش گرایی · (هنر) واقع بینی شدید · رآلیسم به تمام معنی · نص گرایی · واقع گرایی شدید
  • به طور تحت الفظی (آرشی) تفسیر یا معنی کردن · واژه به واژه ترجمه کردن
  • آرشی بودن · تحت الفظی بودن · معنی یا تفسیر تحت اللفظی · واژه به واژگی · چم یا سفرنگ آرشی
  • آموخته · ادیب · الفبادان · باسواد · دانشمند · عالم · قادر به خواندن و نوشتن · نویسا در برابر: بی سواد illiterate) · وارد(به)
  • آرشی · الفبایی · بی روح · بی شایبه · بی پیرایه · بی کم و زیاد · تحت الفظی · حرف به حرف · حرفی · حقیقی (در برابر: مجازی figurative) · خشک · راستانه · راستین · ساده · غلط نامه · غلط چاپی · فاقد تخیل · لغوی · لفظی · لیترال · ملانقطی · موبه مو · وابسته به یا به صورت حروف الفبا · وات به وات · واتی · واج ریشه ای · واقعی
  • غلط نامه · غلط چاپی
  • لیتر
  • باسواد
اضافه کردن

ترجمه های "liter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه