ترجمه "literal" به فارسی

واقعی, لغوی, لفظی بهترین ترجمه های "literal" به فارسی هستند.

literal adjective noun دستور زبان

Exactly as stated; read or understood without additional interpretation; according to the letter or verbal expression; real; not figurative or metaphorical. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • واقعی

    Puzzled, they take his words literally at first.

    نخست آنان معنی واقعی این گفتهٔ عیسی را درک نکردند.

  • لغوی

  • لفظی

    No, I'm aware of the literal meaning of the word classified.

    ... نخیر ، خودم از معنی لفظی کلمه ی محرمانه باخبرم

  • ترجمه های کمتر

    • راستین
    • حرفی
    • آرشی
    • الفبایی
    • راستانه
    • لیترال
    • ملانقطی
    • واتی
    • خشک
    • ساده
    • بی روح
    • بی شایبه
    • بی پیرایه
    • بی کم و زیاد
    • تحت الفظی
    • حرف به حرف
    • حقیقی (در برابر: مجازی figurative)
    • غلط نامه
    • غلط چاپی
    • فاقد تخیل
    • موبه مو
    • وابسته به یا به صورت حروف الفبا
    • وات به وات
    • واج ریشه ای
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " literal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "literal" با ترجمه به فارسی

  • (تمایل به تاکید بر معنی تحت الفظی) آرش گرایی · (هنر) واقع بینی شدید · رآلیسم به تمام معنی · نص گرایی · واقع گرایی شدید
  • به طور تحت الفظی (آرشی) تفسیر یا معنی کردن · واژه به واژه ترجمه کردن
  • آرشی بودن · تحت الفظی بودن · معنی یا تفسیر تحت اللفظی · واژه به واژگی · چم یا سفرنگ آرشی
  • (سنجه ی آبگونه ها) لیتر (حجم یک کیلو آب مقطر در حرارت - درجه سانتی گراد) · لیتر
  • آموخته · ادیب · الفبادان · باسواد · دانشمند · عالم · قادر به خواندن و نوشتن · نویسا در برابر: بی سواد illiterate) · وارد(به)
  • غلط نامه · غلط چاپی
  • لیتر
  • باسواد
اضافه کردن

ترجمه های "literal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه