ترجمه "lithic" به فارسی
سنگی, حجری, (شیمی) وابسته به لیتیم بهترین ترجمه های "lithic" به فارسی هستند.
lithic
adjective
noun
دستور زبان
Of or pertaining to stone; as, lithic architecture. [..]
-
سنگی
-
حجری
-
(شیمی) وابسته به لیتیم
-
ترجمه های کمتر
- (پزشکی) وابسته به سنگاک
- - سنگی [neolithic]
- وابسته به سنگ
- وابسته به سنگ های بدن (مثلا سنگ مثانه)
- پسوند: وابسته به عهد حجر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lithic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lithic
A period of history that encompasses the first widespread use of technology in human evolution and the spread of humanity from the savannas of East Africa to the rest of the world.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Lithic" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Lithic در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن