ترجمه "lithium" به فارسی
لیتیم, لیتیوم, (شیمی) لیتیم (ماده ی شیمیایی فلزی و نرم و سیمین فام که سبکترین فلز شناخته شده است - نشان آن : Li بهترین ترجمه های "lithium" به فارسی هستند.
(pharmacology, uncountable) Lithium carbonate or other preparations of lithium metal used to treat manic depression and bipolar disorders. [..]
-
لیتیم
nounchemical element [..]
Riley's getting out of the lithium business.
رایلی داره از تجارت لیتیم خارج میشه
-
لیتیوم
A soft silver white alkali metallic element with the symbol Li and atomic number 3, occurs principally as the minerals lepidolite, spodumene, and amblygonite. It is being used in a lithium ion battery.
I'm not sure yet, but I'm pretty sure it involves lithium.
من هنوز مطمئن نیستم ، اما کاملا مطمئنم که به لیتیوم ربط داره
-
(شیمی) لیتیم (ماده ی شیمیایی فلزی و نرم و سیمین فام که سبکترین فلز شناخته شده است - نشان آن : Li
-
ترجمه های کمتر
- شماره ی اتمی : 3
- نقطه ی جوش : c6331)
- نقطه ی گداز:c 5/081
- وزن اتمی : 149/6
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lithium " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A village in Missouri.
"Lithium" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Lithium در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "lithium"
عباراتی شبیه به "lithium" با ترجمه به فارسی
-
نیتریت لیتیم
-
لیتیم نیتریت
-
لیتیم نیترات
-
پراکسید لیتیم
-
لیتیم ۱۲-هیدروکسیاستارات
-
لیتیم کبالت اکسید
-
لیتیم فلورید
-
لیتیم استات