ترجمه "littleness" به فارسی
خردی, کوچکی, کمی بهترین ترجمه های "littleness" به فارسی هستند.
littleness
noun
دستور زبان
The property of being little, smallness. [..]
-
خردی
as we usually do any little hateful animal, which we have a mind to destroy.
همچنانکه ما آدمیان معمولاً این بلا را بر سر هر جانور خردی میآوریم که از آن بیزاریم و میخواهیم نابودش کنیم.
-
کوچکی
He has his little ears and he smiles and he rocks you in his arms.
گوشهای کوچکی دارد و میخندد و ترا در آغوشش تکان میدهد.
-
کمی
nounHe is a little slow, but otherwise he is a good student.
او کمی کند است، وگرنه شاگرد خوبی است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " littleness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "littleness" با ترجمه به فارسی
-
زنگوله
-
صنمک، بت/خدای کوچک
-
شنل قرمزی
-
بوتیمار کوچک
-
انگشت کوچک · انگشت کوچک (دست) · کلیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن