ترجمه "littoral" به فارسی
ساحلی, ناحیه ساحلی, کرانه بهترین ترجمه های "littoral" به فارسی هستند.
littoral
adjective
noun
دستور زبان
of or relating to the shore, especially the seashore [..]
-
ساحلی
adjectivewhich separates the littoral from true Provential France.
که نواحی ساحلی را از بخش جنوبی فرانسه جدا میکرد
-
ناحیه ساحلی
adjective noun -
کرانه
noun
-
ترجمه های کمتر
- ساحل
- کرانی
- (وابسته به بخشی از ساحل که هنگام مد یا فراکشند زیر آب می رود) کشند کران
- دریا کناری
- رود کناری
- کرانه ای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " littoral " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "littoral" با ترجمه به فارسی
-
ساحل · ناحیه ساحلی · کرانه
-
محيط زيست كرانهاي · محیط زیست کفزی · منطقه كفزي · منطقه كفزي ژرف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن