ترجمه "livid" به فارسی
کبود, خاکستری, خشمگین بهترین ترجمه های "livid" به فارسی هستند.
livid
adjective
دستور زبان
(informal) Furiously angry. [..]
-
کبود
adjectiveIn that livid spot there are shades, but there are no longer any secrets.
در این جای کبود، ظلمات هست، اما اسراری نیست.
-
خاکستری
adjective -
خشمگین
adjectivebut Karkaroff had drawn himself up, clutching his furs around him, looking livid.
اما کارکاروف که خشمگین شده بود کتش را محکم به خود پیچی ید
-
ترجمه های کمتر
- (رنگ) سربی
- (عامیانه - در اثر خشم و غیره) رنگ برنگ
- (پوست بدن) کبود (در اثر ضربه و غیره)
- آبی مایل به خاکستری
- دارای رنگ خاکستری
- شبیه خاکستر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " livid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "livid"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن