ترجمه "lividity" به فارسی

کبودی, کمرنگی, رنگ سربی بهترین ترجمه های "lividity" به فارسی هستند.

lividity noun دستور زبان

The state or quality of being livid. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کبودی

    There were deep ridges along his sunken cheeks and a livid scar across his chin.

    چروکهای عمیقی در طول گونههای فرورفتهاش ظاهر شده بود و زخم کبودی روی چانهاش داشت.

  • کمرنگی

    noun
  • رنگ سربی

    Sotillo's ebony moustache contrasted violently with the livid colouring of his cheeks.

    سبیل آبنوسی رنگ سوتی و با رنگ سربی گونههایش تضادی چشمگیر داشت.

  • زرد رنگی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lividity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lividity" با ترجمه به فارسی

  • (رنگ) سربی · (عامیانه - در اثر خشم و غیره) رنگ برنگ · (پوست بدن) کبود (در اثر ضربه و غیره) · آبی مایل به خاکستری · خاکستری · خشمگین · دارای رنگ خاکستری · شبیه خاکستر · کبود
  • زرد رنگی · کمرنگی · کوفتگی
اضافه کردن

ترجمه های "lividity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه