ترجمه "loafing" به فارسی

کندذهنی ترجمه "loafing" به فارسی است.

loafing noun verb دستور زبان

Present participle of loaf. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کندذهنی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " loafing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "loafing" با ترجمه به فارسی

  • (انگلیس - خودمانی) کله · (معمولا با: away) وقت تلف کردن · (هر تکه ماده ی خوراکی به شکل نان ساندویچی) کوفته · بیرون افتادن · تنبلی کردن · تکه · رجوع شود به lump · قرص نان · قلمبه · لخته · لم دادن · مخ · نان · وقت خود را به بطالت گذراندن · ولگردی کردن · پرازده · چونه · کله · کله قند · گرده · گرده ی نان · یک عدد نان (به ویژه نان ساندویچی)
  • تکه · قرص نان · کله قند
  • کله قند · کلهقند
  • کوه کله قندی (در مدخل لنگر گاه شهر ریودوژانیرو - برزیل)
  • هر چیز کله قند مانند یا مخروط شکل · کله قند · کله قندی
  • کله قند · کله قندی
  • (انگلیس - خودمانی) کله · (معمولا با: away) وقت تلف کردن · (هر تکه ماده ی خوراکی به شکل نان ساندویچی) کوفته · بیرون افتادن · تنبلی کردن · تکه · رجوع شود به lump · قرص نان · قلمبه · لخته · لم دادن · مخ · نان · وقت خود را به بطالت گذراندن · ولگردی کردن · پرازده · چونه · کله · کله قند · گرده · گرده ی نان · یک عدد نان (به ویژه نان ساندویچی)
اضافه کردن

ترجمه های "loafing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه