ترجمه "loath" به فارسی
نامتمایل, (معمولا دنبال آن to می آید) بی میل, بی زار بهترین ترجمه های "loath" به فارسی هستند.
loath
adjective
دستور زبان
(obsolete) hostile, angry, loathsome, unpleasant [..]
-
نامتمایل
-
(معمولا دنبال آن to می آید) بی میل
-
بی زار
I, saved for just a short time from being the nightmarish creature I feared and loathed.
و من در آن لحظه از تبدیل شدن به موجود خوفناکی که از آن وحشت داشتم و بی زار بودم.
-
چندش دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " loath " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "loath" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به loathsome
-
انزجار · بیزاری · تنفر · تنفر شدید · عمل شنیع · نفرت · چندش · کراهت
-
بیزار بودن · بیم داشتن از · ترس داشتن از · تنفر داشتن · فرار کردن · متنفر بودن · منزجر بودن · مکروه داشتن · مکروه دانستن · ناپسند شمردن · نفرت داشتن · نفرت داشتن از
-
بیزار بودن · بیم داشتن از · ترس داشتن از · تنفر داشتن · فرار کردن · متنفر بودن · منزجر بودن · مکروه داشتن · مکروه دانستن · ناپسند شمردن · نفرت داشتن · نفرت داشتن از
اضافه کردن مثال
اضافه کردن