ترجمه "loathing" به فارسی

تنفر, نفرت, انزجار بهترین ترجمه های "loathing" به فارسی هستند.

loathing noun verb دستور زبان

Sense of revulsion, distaste, detestation, extreme hatred or dislike. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنفر

    noun

    But no sooner had he put it on than he pulled it off again in loathing and horror.

    اما همین که آن را بهپاکرد، فوراً با تنفر و وحشت آن را درآورد.

  • نفرت

    noun

    She's loathing every moment of this, Tony thought.

    تونی اندیشید او از هر لحظه این مهمانی نفرت دارد.

  • انزجار

    noun

    On hearing it, he felt come upon him with tenfold intensity that strange feeling of loathing of someone.

    کلمات او در ورانسکی احساس انزجار از شوهر آنا را ده بار بیشتر کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • بیزاری
    • تنفر شدید
    • عمل شنیع
    • چندش
    • کراهت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " loathing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "loathing" با ترجمه به فارسی

  • رجوع شود به loathsome
  • بیزار بودن · بیم داشتن از · ترس داشتن از · تنفر داشتن · فرار کردن · متنفر بودن · منزجر بودن · مکروه داشتن · مکروه دانستن · ناپسند شمردن · نفرت داشتن · نفرت داشتن از
  • (معمولا دنبال آن to می آید) بی میل · بی زار · نامتمایل · چندش دار
  • بیزار بودن · بیم داشتن از · ترس داشتن از · تنفر داشتن · فرار کردن · متنفر بودن · منزجر بودن · مکروه داشتن · مکروه دانستن · ناپسند شمردن · نفرت داشتن · نفرت داشتن از
اضافه کردن

ترجمه های "loathing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه