ترجمه "lob" به فارسی
شمع, اوژندن, غبغب بهترین ترجمه های "lob" به فارسی هستند.
lob
verb
noun
دستور زبان
To throw or hit a ball into the air in a high arch. [..]
-
شمع
noun -
اوژندن
-
غبغب
noun
-
ترجمه های کمتر
- چاق
- (انگلیس - محلی) آدم گت و گنده
- (بازی کریکت) پرتاب آهسته (از زیر دست)
- (تنیس) ضربه ای که توپ را باقوس بلند از بالای سر حریف رد کرده و در لبه ی زمین فرود می آورد
- (معمولا با: along) با سنگینی و آهستگی حرکت کردن
- با قوس بلند پرتاب کردن
- به هوا افکندن
- توپ هوایی
- گنده و بدقواره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lob " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
LOB
noun
دستور زبان
Abbreviation of [i]large object[/i].
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"LOB" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای LOB در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "lob" با ترجمه به فارسی
-
خط شغلی
-
خط شغلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن