ترجمه "lobby" به فارسی
راهرو, سرسرا, لابی بهترین ترجمه های "lobby" به فارسی هستند.
lobby
verb
noun
دستور زبان
An entryway or reception area; vestibule. [..]
-
راهرو
nounA man he took for the proprietor was standing in the lobby
مردی که ظاهرا صاحب هتل بود در راهرو ایستاده بود.
-
سرسرا
nounThe strains of a string orchestra somewhere were filling the lobby with delightful sounds.
نوای سازهای زهی ارکستر از جائی بیرون میآمد و سرسرا را از نغمهای دلنشین پرمیکرد.
-
لابی
room in a building used for entry from the outside
And again, you'll be able to see it in the lobby.
و دوباره، شما میتوانید آن را در لابی ببینید.
-
ترجمه های کمتر
- سالن انتظار
- دهلیز
- هشتی
- (امریکا: هواداران عقیده یا طرح یا صنعت بخصوصی که در کنگره برای جلب توافق و آرای نمایندگان فعالیت می کنند) گروه جلب رای
- (به سود صنعت یا شرکت و غیره) با نمایندگان ارتباط برقرار کردن و تبلیغ کردن
- (معمولا با: for) برای جلب رای نمایندگان فعالیت کردن
- اطاق انتظار
- تالار ورودی (هتل و سینما و غیره)
- دالان سرپوشیده
- راهرو (ورودی)
- سخنرانی کردن
- مزاحم شدن
- کفش کن
- گروه فشار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lobby " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lobby"
عباراتی شبیه به "lobby" با ترجمه به فارسی
-
لابی اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا
-
لابی در ایالات متحده آمریکا
-
لابیگری
-
لابیگری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن