ترجمه "locating" به فارسی
تثبیت موقعیت, تعیین جا, تعیین محل بهترین ترجمه های "locating" به فارسی هستند.
locating
verb
noun
Present participle of locate. [..]
-
تثبیت موقعیت
noun -
تعیین جا
noun -
تعیین محل
noun
-
ترجمه های کمتر
- جا
- محل نصب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " locating " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Locating
-
مکان یابی
Locator spells, healing spells, linking s...
طلسم مکان یابی ، طلسم شفا ، طلسم...
عباراتی شبیه به "locating" با ترجمه به فارسی
-
برطبق مکان
-
مکان تخیلی
-
(سینما) محل فیلمبرداری (در خارج از استودیو) · بودگاه · تثبیت موقعیت · تعیین جا · تعیین محل · جا · جايگاه · جایمندی · محل · محل نصب · موقعیت · مکان
-
موقعیتیاب
-
اقتصاد كينزي · تئوریهای اقتصادی · دكترينهاي اقتصادي · ضرايب افزايش · قوانين اقتصادي · مكتبهاي اقتصادي · نظريه ارزش · نظريه تعادل · نظريه توسعه · نظريههاي مكانيابي · نظریه اجاره · نظریه رشد · نظریههای اقتصادی
-
حسگر مکان
-
تصویر نقشهٔ موقعیت
-
فاکتورهای جایگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن