ترجمه "location" به فارسی
جا, محل, جايگاه بهترین ترجمه های "location" به فارسی هستند.
location
noun
دستور زبان
A particular point or place in physical space. [..]
-
جا
nounIt is important we gain much distance from this location.
بايد تا جايي که مي تونيم از اينجا دور شيم.
-
محل
nounA rescue vessel located the capsized vessel and attempted to pull it up.
یک قایق نجات به محل واژگونی کشتی رفته و آن را به ساحل بازگرداند.
-
جايگاه
A position or area in a space.
-
ترجمه های کمتر
- مکان
- موقعیت
- بودگاه
- جایمندی
- (سینما) محل فیلمبرداری (در خارج از استودیو)
- تثبیت موقعیت
- تعیین جا
- تعیین محل
- محل نصب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " location " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Location
-
مکان- موقعیت مکانی
عباراتی شبیه به "location" با ترجمه به فارسی
-
برطبق مکان
-
مکان تخیلی
-
تثبیت موقعیت · تعیین جا · تعیین محل · جا · محل نصب
-
موقعیتیاب
-
اقتصاد كينزي · تئوریهای اقتصادی · دكترينهاي اقتصادي · ضرايب افزايش · قوانين اقتصادي · مكتبهاي اقتصادي · نظريه ارزش · نظريه تعادل · نظريه توسعه · نظريههاي مكانيابي · نظریه اجاره · نظریه رشد · نظریههای اقتصادی
-
حسگر مکان
-
تصویر نقشهٔ موقعیت
-
فاکتورهای جایگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن