ترجمه "lockup" به فارسی

حبس, زندان, بازداشتگاه بهترین ترجمه های "lockup" به فارسی هستند.

lockup noun دستور زبان

(slang) A jail. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حبس

    noun
  • زندان

    noun

    Then he remembered how he had spent a night in the lockup for disorderly conduct in the street.

    لهوین به خاطر آورد که چگونه برادرش یک شب به جرم عربده کشی در خیابان به زندان افتاد.

  • بازداشتگاه

    noun

    For a prosecutor, a single night in lockup could be life-threatening.

    ، بعنوان يه دادستان يه شب تو بازداشتگاه موندن ميتونه زندگيش رو به خطر بندازه

  • ترجمه های کمتر

    • قفل
    • زندانی (بودن)
    • عمل قفل کردن
    • کلون کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lockup " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "lockup" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه