ترجمه "locusts" به فارسی
ملخهاي مهاجر, آکریدیده, ملخان بهترین ترجمه های "locusts" به فارسی هستند.
locusts
noun
Plural form of locust. [..]
-
ملخهاي مهاجر
common name for animals
-
آکریدیده
-
ملخان
-
ملخها
nounScarlett thought despairingly that a plague of locusts would be more welcome.
اسکار لت با ناامیدی فکر میکرد که شاید هجوم ملخها زیانش کمتر بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " locusts " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "locusts" با ترجمه به فارسی
-
صمغ خرنوب
-
خرنوب مهاجر · لوکوستا میگراتوریا
-
خرنوب
-
(جانورشناسی) ملخ هفده ساله (Magicicada septendecim بومی امریکا که لیسه ی آن تا 71 سال در زیر زمین باقی می ماند)
-
اقاقيا · روبینیا پسودوآکاسیا
-
ملخ
-
خرنوبها
-
خرنوب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن