ترجمه "lodging" به فارسی
اسکان, منزل, ورس بهترین ترجمه های "lodging" به فارسی هستند.
lodging
noun
دستور زبان
A place to live or lodge. [..]
-
اسکان
place to live or lodge
-
منزل
nounHe bought a palace that he might lodge in the garret.
یک قصر عالی خرید تا خود در انبار زیر شیروانیش منزل کند.
-
ورس
-
ترجمه های کمتر
- خانه
- مسکن
- استقرار
- نكسم
- کاشانه
- زیستگاه
- نشیمن
- (به ویژه موقت) مسکن
- (جمع) اتاق (اتاق های) کرایه ای
- خوابیدگی ساقه
- مکانهای اقامتی
- کرایه داری
- کرایه نشینی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lodging " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lodging"
عباراتی شبیه به "lodging" با ترجمه به فارسی
-
حفاری · محل حفر
-
شبانه روزی جوانان · هتل
-
اقامت داشتن
-
(از راه افکندن یا تیر در کردن یا فرو کردن و غیره) فرستادن · (با: in) اعطا کردن (اختیارات و غیره) · (برخی باشگاه ها و انجمن های اخوت) محل ملاقات · (برخی جانوران به ویژه بیدستر) لانه · (به دادگاه یا مراجع صالحه) عارض شدن · (به کسی) سپردن · (در جاهای ییلاقی و توریستی) هتل · (در خود) گنجاندن · (سرخپوست آمریکای شمالی) خانه · (موقتا) جادادن · آشیان · آلونک · اتاق اجاره دادن یا کردن · اقامه کردن 2 · انجمن · به امانت گذاشتن · جایگیر شدن در · خانه · خفت افتادن · خیمه · دادن 3 · در خود جا دادن · رسته · زدن 1 · ساکنان خانه یا خیمه · شعبه ی محلی · شکایت کردن · صنف · عرضحال دادن · قرار دادن · قراردادن · لژ · متل · محصول غله را با زمین یکسان کردن (باران یا باد) · مسافرخانه · مظروف کردن · منزل دادن یا کردن · منزل کردن · مهمانخانه · مهمانسرا · هتل · همدیدگاه · پانسیون کردن یا شدن · کاشانه · کلبه · کپر · گذاشتن · گذاشتن 0 · گیر کردن در
-
اليور جوزف لوج
-
مقاومت به خوابیدگی ساقه · مقاومت به ورس
-
نشسته در ان
-
لژ ماسونی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن