ترجمه "loin" به فارسی
گرده, صلب, کمر بهترین ترجمه های "loin" به فارسی هستند.
loin
noun
دستور زبان
The part of the body (of humans and quadrupeds) each side of the backbone between the ribs and hips [..]
-
گرده
nounHow kind it was of thee to place that pillow under my loins!
تو چه مهربانی که این بالش را زیر گرده من گذاشتی!
-
صلب
noun -
کمر
nounThere were shoulders, legs, and loins, shaped like those of mutton, and very well dressed.
گوشتهائی دیدم شبیه کتف و ران و کمر گوسفند که آنها را بسیار خوب پخته بودند.
-
ترجمه های کمتر
- فیله
- (جمع) قدرت جنسی
- (معمولا جمع : بخش پایین کمر از استخوان کپل تا دنده ها) کمر
- (گوشت) گوشت گرده
- اندام های جنسی
- پشت مازو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " loin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Loin
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Loin" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Loin در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "loin"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن