ترجمه "lone" به فارسی
تنها, تک, منفرد بهترین ترجمه های "lone" به فارسی هستند.
lone
adjective
دستور زبان
Solitary; having no companion. [..]
-
تنها
adverbI'm very lonely here.
من اینجا خیلی تنها هستم.
-
تک
adjective nounIt could only come from the lonely abode of the Stapletons.
فقط امکان داشت از خانة تک افتادة استپلتن ها باشد.
-
منفرد
-
ترجمه های کمتر
- یکه
- مجرد
- واهشته
- متروکه
- بیوه
- منزوی
- یگانه
- (نادر) رجوع شود به lonesome
- بی شوهر
- تک و تنها
- دور افتاده
- کنار افتاده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lone " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lone" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به loner
-
جفت الکترون غیر پیوندی
-
(در برخی بازی های با ورق) دست یکنفره · دست تنها · عقیده ی شخصی (و مشخص از عقاید دیگران) · یکنفره
-
اشخاص مجرد و خواهان مصاحب · تنها و جویای همدم
-
لقب ایالت تگزاس (آمریکا)
-
(ناراحت از تنهایی) غریب · بی کس · بیکس · تنها · تنها و مغموم · تنها وبیکس · تک · خالی از سکنه · خلوت · در فراق · دلتنگ · دلتنگ وافسرده · دلتنگی آور · دور افتاده · متروکه · مجرد · مجزا · منفرد · موجب احساس تنهایی · واهشته
-
(ناراحت از تنهایی) غریب · بی کس · بیکس · تنها · تنها و مغموم · تنها وبیکس · تک · خالی از سکنه · خلوت · در فراق · دلتنگ · دلتنگ وافسرده · دلتنگی آور · دور افتاده · متروکه · مجرد · مجزا · منفرد · موجب احساس تنهایی · واهشته
-
(ناراحت از تنهایی) غریب · بی کس · بیکس · تنها · تنها و مغموم · تنها وبیکس · تک · خالی از سکنه · خلوت · در فراق · دلتنگ · دلتنگ وافسرده · دلتنگی آور · دور افتاده · متروکه · مجرد · مجزا · منفرد · موجب احساس تنهایی · واهشته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن