ترجمه "looker" به فارسی
ناظر, مراقب, تماشاگر بهترین ترجمه های "looker" به فارسی هستند.
looker
noun
دستور زبان
(literally) One that looks (actively), watches. [..]
-
ناظر
nounothers, directed by lookers on up at high windows
برخی دیگر به دیده بانی و راهنمایی کسانی که از پنجرههای بلند این صحنه را ناظر بودند
-
مراقب
nounEarly 20s, blonde, a real looker apparently.
تقريبا 20 ساله ، مو بلوند ظاهرا خيلي مراقب بود
-
تماشاگر
-
ترجمه های کمتر
- بیننده
- جمال
- خوشگل
- حسن
- زیبا
- (خودمانی - به ویژه زن) خوش سیما
- نظاره گر
- نگاه کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " looker " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "looker" با ترجمه به فارسی
-
(رهگذر) تماشا کننده · تماشاچی · نظاره کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن