ترجمه "loophole" به فارسی

مفر, روزنه, مزغل بهترین ترجمه های "loophole" به فارسی هستند.

loophole verb noun دستور زبان

A method of escape, especially an ambiguity or exception in a rule that can be exploited in order to avoid its effect. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مفر

    noun
  • روزنه

    noun

    It's this crazy loophole in the system that the wrong guy discovered.

    اين روزنه شکاف دار در سيستم هست که توسط آدم اشتباهي کشف شد.

  • مزغل

    The head of Job Anderson, the boatswain, appeared at the middle loophole.

    سر و کلهی جان اندرسون، سرکارگر کشتی، در پس مزغل وسطی پیدا شد.

  • ترجمه های کمتر

    • تیرکش
    • (در دیوار دژ و غیره) روزنه
    • (وسیله یا راه فرار به ویژه از مالیات یا تعهد یا قانون و غیره) گریز راه
    • راه گریز
    • سوراخ سنگر
    • شکاف (که از آن دیده بانی و تیراندازی می کنند)
    • کلاه شرعی (یا قانونی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " loophole " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "loophole"

اضافه کردن

ترجمه های "loophole" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه