ترجمه "looting" به فارسی
غارت, دزدی, دستبرد بهترین ترجمه های "looting" به فارسی هستند.
looting
noun
verb
دستور زبان
The act of looting, the act of stealing during a general disturbance. [..]
-
غارت
indiscriminate taking of goods by force
In a swath eighty miles wide the Yankees were looting and burning.
در جبهه ای به عرض هشتاد مایل، یانکیها غارت میکردند و آتش میزدند.
-
دزدی
noun -
دستبرد
nounDetective, can you tell us how much was looted from the vault?
کاراگاه ميشه به ما بگيد چقدر دستبرد زده شده ؟ از خزانه ؟
-
سرقت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " looting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "looting" با ترجمه به فارسی
-
(خودمانی) لاش · اختلاس کردن · استخر · استفاده نامشروع · اشیای گرانبها (به ویژه اگر با نادرستی به دست آمده باشد) · اموال چپاول شده · انعام · بالا کشیدن · به یغما بردن · تاراج · تاراج کردن · جستجو کردن · جیفه دنیا · خمیر · دزدیدن · دست به چپاول زدن · سود · غارت · غارت کردن · غارتگری · غنایم · غنيمت · غنیمت جنگی · لاش کردن · لاشیدن · مال · مال حرام · مال دنیا · نان · پول · چاپیدن · چپاول · چپاول گری · کاهو · کوله پشتی · یغما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن