ترجمه "lop" به فارسی

بریدن, سرشاخه زدن, زدن بهترین ترجمه های "lop" به فارسی هستند.

lop verb noun دستور زبان

(Geordie) A flea. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بریدن

    verb
  • سرشاخه زدن

    verb
  • زدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • فرخویدن
    • آراستن
    • وارفته
    • (بیشتر با : off) قطع کردن
    • (کشاورزی و باغداری) هرس کردن
    • افتان و خیزان رفتن
    • جدا کردن
    • شاخه زدن
    • شل و آویخته بودن
    • شل و آویزان
    • شل و ول بودن
    • قطعه ی بریده شده
    • لنگان لنگان رفتن
    • هرس کردن
    • پرخو کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lop " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lop" با ترجمه به فارسی

  • (مثلا سگ) دارای گوش های آویخته و شل · آویز گوش
  • هرس شاخههای خشک
  • هرس شاخههای خشک
اضافه کردن

ترجمه های "lop" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه