ترجمه "lordly" به فارسی
مغرور, اشرافی, بزرگزاده بهترین ترجمه های "lordly" به فارسی هستند.
lordly
adjective
adverb
دستور زبان
Appropriate for, or suitable to, a lord. [..]
-
مغرور
adjectiveInside every boy, a lordly lion prepared to prance.
و درون هر پسر... شیری مغرور آماده خرامیدن
-
اشرافی
-
بزرگزاده
-
ترجمه های کمتر
- شکوهمندانه
- لردانه
- قاطع
- والا
- عظیم
- بزرگ منشانه
- به روش لردها
- در خور لردان
- سلطه جو
- لرد مانند
- پر نخوت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lordly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lordly" با ترجمه به فارسی
-
بزرگ منشی · تکبر · خودبینی · شدت عمل · غرور · لرد منشی · مناعت · نخوت · گردن فرازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن