ترجمه "lots" به فارسی

بسیار, فراوان, خیلی زیاد بهترین ترجمه های "lots" به فارسی هستند.

lots adverb noun دستور زبان

Plural form of lot. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بسیار

    determiner

    My father has a lot of books.

    پدر من بسیار کتاب دارد.

  • فراوان

    noun

    A houseful of people tended to accumulate a lot of meds.

    معمولاً در خانهای که ساکنین زیادی داشته باشد قرص و دارو فراوان است.

  • خیلی زیاد

    In the country, especially, there are such a lot of entertaining things.

    به خصوص این که در ییلاق چیزهای سرگرم کننده خیلی زیاد است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lots " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "lots"

عباراتی شبیه به "lots" با ترجمه به فارسی

  • قرعه · قرعه کشی
  • (محلی) پارکینگ · ماندگاه · مانشگاه · پارکینگ
  • اندازه اقتصادی
  • (معاملات سهام و اوراق بهادار) صدتایی · عمده
  • (کالا و غیره) دسته · مجموعه (به ویژه از جنس نامرغوب) · یک دسته (یا محموله و غیره) کالا (که یک جا فروخته می شود)
  • (کانادا) پاره زمین جنگلی · جنگل درختان الواری
  • ته مانده کالا- ته انباری
  • lot
    (انجیل) لوط · (انسان) نوع · (زمین یا اشیا و فراورده ها) به قواره یا قطعه یا بخش تقسیم کردن · (زمین) قطعه · (عامیانه - بیشتر جمع) بسیار · (فیلمبرداری) استودیو و زمین های اطراف (که در آن فیلمبرداری می کنند) · (نادر) سهمیه دادن · (چیز یا انسان) دسته · (گورستان) زمین قبر · اقبال · بخت · بخش · بهره · تقدیر · توده · توده کاه · جا · جور · حصه کردن · حظ · خوشبختی · خیلی · دسته · دسته بندی کردن 0 · دودکش · زیاد · سرنوشت · سهم · سهم دادن · سیل کلمات · سیلاب · عرصه (ی ساختمان) · فراوان · فراوانی · فقره · قرعه · قرعه کشی · قسم · قسمت · قطعه · قواره · لوط · مجموعه · محوطه · نصیب · نصیب کردن · پارچه · پرهون فیلمبرداری · کوه · کوهستان · کوهستانی · گروه · یک دنیا · یک عالمه
اضافه کردن

ترجمه های "lots" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه