ترجمه "loud" به فارسی

بلند, رسا, پر صدا بهترین ترجمه های "loud" به فارسی هستند.

loud adjective noun adverb دستور زبان

Of a sound, of great intensity. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بلند

    adjective

    Maybe she could hear the loud whispers the gossip was verbal as well as mental today.

    شاید او میتوانست صدای زمزمههای بلند را بشنود امروز شایعات ذهنی، بر زبان هم آورده میشدند.

  • رسا

    Then Dervish spreads his arms and barks a loud command, and the world dissolves around me.

    بعد، درویش دستهایش را باز میکند، فرمانی بلند رسا سر میدهد و دنیای اطرافم محو میشود.

  • پر صدا

    adjective

    Imitations of the cries of various animals mingled with the loud laughter;

    خندههای پر صدا بود که از هر طرف برمی خاست و بین آنها صداهای حیوانات هم مرتباشنیده میشد.

  • ترجمه های کمتر

    • زننده
    • گوشخراش
    • مشهور
    • ناخوشایند
    • سبک
    • پرآوا
    • پرجلوه
    • موکد
    • مصرانه
    • درخشانی
    • بد
    • (به ویژه بو) تند
    • (به ویژه در مورد رنگ - عامیانه) جلف
    • (صدا) بلند
    • با اصرار
    • با سماجت
    • با صدای بلند
    • با پافشاری
    • به طور رسا
    • زرق وبرقی
    • پر سروصدا
    • پر غوغا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " loud " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Loud proper

A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Loud" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Loud در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "loud" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "loud" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه