ترجمه "loudness" به فارسی

بلندی, رسایی بهترین ترجمه های "loudness" به فارسی هستند.

loudness noun دستور زبان

the perceptual strength or amplitude of sound pressure, measured in sones or phons [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بلندی

    Oliver turned very pale, and uttered a loud exclamation.

    اولیور ناگهان رنگش پرید و جیغ بلندی برکشید!

  • رسایی

    My voice seemed unnaturally loud across the garden.

    صدای من در فضای باغ با رسایی غیر طبیعی طنین افکند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " loudness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "loudness" با ترجمه به فارسی

  • (به ویژه بو) تند · (به ویژه در مورد رنگ - عامیانه) جلف · (صدا) بلند · با اصرار · با سماجت · با صدای بلند · با پافشاری · بد · بلند · به طور رسا · درخشانی · رسا · زرق وبرقی · زننده · سبک · مشهور · مصرانه · موکد · ناخوشایند · پر سروصدا · پر صدا · پر غوغا · پرآوا · پرجلوه · گوشخراش
  • تراز شدت صدای معادل
  • محض رضاي خدا · ناسلامتی!
  • (به ویژه بو) تند · (به ویژه در مورد رنگ - عامیانه) جلف · (صدا) بلند · با اصرار · با سماجت · با صدای بلند · با پافشاری · بد · بلند · به طور رسا · درخشانی · رسا · زرق وبرقی · زننده · سبک · مشهور · مصرانه · موکد · ناخوشایند · پر سروصدا · پر صدا · پر غوغا · پرآوا · پرجلوه · گوشخراش
  • (به ویژه بو) تند · (به ویژه در مورد رنگ - عامیانه) جلف · (صدا) بلند · با اصرار · با سماجت · با صدای بلند · با پافشاری · بد · بلند · به طور رسا · درخشانی · رسا · زرق وبرقی · زننده · سبک · مشهور · مصرانه · موکد · ناخوشایند · پر سروصدا · پر صدا · پر غوغا · پرآوا · پرجلوه · گوشخراش
اضافه کردن

ترجمه های "loudness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه