ترجمه "lousiness" به فارسی
شپشوی, چرکی بهترین ترجمه های "lousiness" به فارسی هستند.
lousiness
noun
دستور زبان
State or property of being lousy. [..]
-
شپشوی
and kissed Piotra's lousy head
و بوسههای فراوان به سر شپشوی پی وتر زد،
-
چرکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lousiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lousiness" با ترجمه به فارسی
-
(ابریشم) لکه دار · (با: with) پر از · (خودمانی) کثیف · بی کفایت · بیزار کننده · خیلی بد · شپش زده · شپشو · لک دار · کثیف
-
(ابریشم) لکه دار · (با: with) پر از · (خودمانی) کثیف · بی کفایت · بیزار کننده · خیلی بد · شپش زده · شپشو · لک دار · کثیف
-
(ابریشم) لکه دار · (با: with) پر از · (خودمانی) کثیف · بی کفایت · بیزار کننده · خیلی بد · شپش زده · شپشو · لک دار · کثیف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن