ترجمه "lousy" به فارسی
شپشو, کثیف, بی کفایت بهترین ترجمه های "lousy" به فارسی هستند.
lousy
adjective
دستور زبان
Remarkably bad; of poor quality, dirty, or underhanded. [..]
-
شپشو
tell her what I think of her, allowing lousy children in her school!
بهش میگویم راجع به او که بچههای شپشو را به مدرسه راه میدهد چه فکر میکنم!
-
کثیف
adjectiveFour? You lousy, biased scumbag, you gave Krum ten!
چهار؟ ای بیسروپای کثیف مغرض! اون به کرام ده امتیاز داد!
-
بی کفایت
-
ترجمه های کمتر
- (ابریشم) لکه دار
- (با: with) پر از
- (خودمانی) کثیف
- بیزار کننده
- خیلی بد
- شپش زده
- لک دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lousy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lousy" با ترجمه به فارسی
-
شپشوی · چرکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن