ترجمه "lover" به فارسی

عاشق, خاطرخواه, دوستدار بهترین ترجمه های "lover" به فارسی هستند.

lover noun دستور زبان

A person who loves another person, a sweetheart. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عاشق

    noun

    person who loves something [..]

    Lover, come back to me.

    عاشق، به سوی من بازگرد.

  • خاطرخواه

    one who loves another person

    There was more than one of the men who knew that his wife had lovers.

    از میان این شوهران، بسیاری میدانستند که زنانشان خاطرخواه دارند.

  • دوستدار

    noun

    one who loves another person

    I can see that you're a true nature lover.

    من مي دونم که تو يک دوستدار واقعي طبيعت هستي.

  • ترجمه های کمتر

    • دلداده
    • معشوق
    • نگار
    • معشوقه
    • دلبر
    • یار
    • جانان
    • فاسق
    • هواخواه
    • رفیقه
    • فاسقه
    • مجاهد
    • مخلص
    • موله
    • (جمع) عاشق و معشوق
    • (عاشق و معشوقی که یکی از آنها همسر دارد) فاسق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lover " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lover" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "lover" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه