ترجمه "lovely" به فارسی
دلپذير, زیبا, جذاب بهترین ترجمه های "lovely" به فارسی هستند.
lovely
adjective
noun
دستور زبان
(obsolete) Inspiring actual love [..]
-
دلپذير
I'm tingling all over, but I feel lovely.
تنم مور مور ميزنه ، ولي حس دلپذيري دارم.
-
زیبا
adjectiveAnd yet it was the same lovely, pure water, like their eyes.
و با این همه همان آب بود، زیبا و زلال، مانند چشمانشان.
-
جذاب
adjectiveBut even more intriguing is how a woman as lovely as you has yet to wed.
اما جذاب تر اینه که چطور زنی به دلبری شما هنوز ازدواج نکرده
-
ترجمه های کمتر
- دلپذیر
- دلربا
- دلپسند
- خواستنی
- خواستنی، دلنشین، پسندیده، مرغوب، مطلوب
- فریبا
- نازنین
- دلفریب
- حسنه
- نیکو
- (شخص یا چیز) قشنگ
- دوست داشتنی
- زن خوشگل
- لذت بخش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lovely " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lovely" با ترجمه به فارسی
-
(الهیات) عشق خداوند به انسان · (تنیس) امتیاز صفر · (خودمانی - در خطاب) عزیزم · (در سلام رساندن) محبت فراوان · انگبین · جان · جانم · جماع · دلباختگی · دلبر · دلبرم · دلدار · دوست داشتن · دوست داشتن (یزدانی) · دوستی · زندگی عاشقانه · سخت دوست داشتن L( -10 بزرگ) Venus · شهد · شیدایی · عاشق بودن · عاطفه · عزیز · عشق · عشق انسان به خدا · عشق داشتن · عشق ورزی · عشق ورزی کردن · عشق ورزیدن · علاقه ی شدید · علاقه ی شدید داشتن · محبت · مشوق · مهر · مهر ورزیدن · مهرورزی · مودت · مورد علاقه · نگار · همخوابگی · والگی · چیز مورد مهر و علاقه · یار
-
اولین عشق
-
کار افتخاری
-
عشق
-
نامه عاشقانه · یادداشت عاشقانه
-
(عامیانه) عشق زودگذر و نارس نوجوانی · عشق خام · عشق زودرس (puppy love هم می گویند) · هوس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن