ترجمه "lowly" به فارسی

ساده, فروتن, پست بهترین ترجمه های "lowly" به فارسی هستند.

lowly adjective adverb دستور زبان

Not high; not elevated in place; low. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساده

    adjective

    Never resent being asked to do things that may appear to be lowly.

    هرگز نباید از پذیرفتن کارهای ساده عار داشته باشیم.

  • فروتن

    They should view themselves as children, lowly and without status.

    او برای شاگردانش روشن ساخته بود که باید همچون کودکان فروتن باشند و خود را بزرگ نپندارند.

  • پست

    adjective

    in some way, he was to be lifted from the lowly state in which he now dwelt.

    به نحوی از انحاء از پایگاه پست کنونیاش به مرتبت بالاتری کشیده شود.

  • ترجمه های کمتر

    • ناچیز
    • دونپایه
    • چاکر
    • مادون
    • متواضعانه
    • یواش
    • زیردست
    • فرعی
    • افسر جز
    • با آوای کوتاه
    • با حقارت
    • با خم شدن بسیار
    • با صدای آهسته
    • با فروتنی
    • با فرومایگی
    • با پستی
    • بد جنسانه
    • بی ارزش
    • بی تکلف
    • سربه زیر(انه)
    • وابسته به یا در خور مقام پایین
    • پست فطرتانه
    • کم رتبه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lowly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lowly" با ترجمه به فارسی

  • حقارت · فروتنی · فرومایگی · پستی
اضافه کردن

ترجمه های "lowly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه