ترجمه "lozenge" به فارسی

لوزی, مکیدنی, قرص بهترین ترجمه های "lozenge" به فارسی هستند.

lozenge verb noun دستور زبان

(geometry) A quadrilateral with sides of equal length (rhombus), having two acute and two obtuse angles. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لوزی

    noun

    rhombus

    It was the tortoise shell lozenge box, and Dorothea felt the color mounting to her cheeks.

    قوطی لوزی صدفی بود، و دور تا احساس کرد خون به چهرهاش میدود.

  • مکیدنی

    medicated sweet

  • قرص

    noun

    Napoleon took a lozenge, put it in his mouth, and glanced at his watch.

    ناپلئون یک قرص برداشت و آن را در دهان گذاشت و به ساعت نگریست.

  • ترجمه های کمتر

    • (دارو سازی) قرص مکیدنی
    • آب نبات مکیدنی
    • شکل لوزی
    • قرص سرفه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lozenge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "lozenge"

اضافه کردن

ترجمه های "lozenge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه