ترجمه "loyalty" به فارسی

وفاداری, صداقت, وفا بهترین ترجمه های "loyalty" به فارسی هستند.

loyalty noun دستور زبان

Unswerving in allegiance. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وفاداری

    noun

    faithfulness or a devotion to a person, country, group, or cause

    You doubt my loyalty?

    تو در مورد وفاداری من شک داری؟

  • صداقت

    noun

    He congratulated the counsel for the defence on his loyalty, and skilfully took advantage of this loyalty.

    وکیل مدافع را از حیث صداقت مورد تمجید قرار داد و ماهرانه از این صداقت استفاده کرد.

  • وفا

    noun

    loyalty can make a man impertinent

    بعضي وقتها ، وفا دراري ، باعث ميشه يک مرد ، پَست بشه

  • ترجمه های کمتر

    • اخلاص
    • تابعیت
    • باوفایی
    • ویاداری
    • بیعت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " loyalty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "loyalty" با ترجمه به فارسی

  • برنامه وفاداری
  • بازاریابی وفاداری
  • وفادار دو گانه
  • وفاداری کارکنان
  • وفاداری برند
  • کارت امتیاز الکترونیکی (کارتهای الکترونیکی ارائه شده به مشتری که با هر خرید امتیازی بدان اضافه شده و نهایتا مشتری می تواند با آن امتیازات اقدام به خرید نماید.)
اضافه کردن

ترجمه های "loyalty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه