ترجمه "loyal" به فارسی

ثابت, وفادار, صادق بهترین ترجمه های "loyal" به فارسی هستند.

loyal adjective دستور زبان

Firm in allegiance to a person or institution. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ثابت

    adjective noun

    In what other way did Elizabeth prove loyal to her husband?

    اِلیزابِت به چه شکلی دیگر وفاداری خود را به شوهرش ثابت کرد؟

  • وفادار

    You have rewarded me by becoming one of my most loyal of knights.

    تو لطفم رو با تبديل شدن به يکي از وفادار ترين شواليه ها جبران کردي.

  • صادق

    adjective proper

    She was loyal, brilliant, beautiful, and she was my friend.

    اون صادق و با استعداد و زيبا بود. و دوست من بود.

  • ترجمه های کمتر

    • وفادارانه
    • صادقانه
    • باوفا
    • (تابع و مطیع حکومت و قوانین کشور خود) فرمانبردار
    • از دل و جان
    • میهن گرای
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " loyal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Loyal proper

A town in Oklahoma [..]

+ اضافه کردن

"Loyal" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Loyal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "loyal" با ترجمه به فارسی

  • صادقانه · وفا دارانه
اضافه کردن

ترجمه های "loyal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه