ترجمه "lucid" به فارسی

شفاف, روشن, فصیح بهترین ترجمه های "lucid" به فارسی هستند.

lucid adjective noun دستور زبان

clear; easily understood [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شفاف

    adjective

    After you left, my father sat down and started talking to me and he was... remarkably lucid.

    وقتي رفتي ، پدرم نشست و شفاف باهام صحبت کرد

  • روشن

    noun

    we found our fingers stopped by the lucid substance.

    انگشتان ما از آن صفحه روشن گذر نکرد.

  • فصیح

    adjective

    Pure, correct, elegant and lucid language will be met with in men of courtly breeding and discrimination

    زبان فصیح و شیرین و شیوا از آن درباریان روشنفکر است

  • ترجمه های کمتر

    • منطقی
    • واضح
    • رخشا
    • شیرفهم
    • فرانما
    • زلال
    • تابناک
    • نورانی
    • ناپیدا
    • عاقل
    • (از نظر فکری) آشکار
    • (در جنون ادواری) دوران هشیاری و عقل (در میان دو دوران دیوانگی)
    • (شعر قدیم) درخشان
    • روشن بین
    • قابل فهم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lucid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lucid
+ اضافه کردن

"Lucid" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Lucid در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "lucid" با ترجمه به فارسی

  • روشنی · زلالی · وضوح
  • خواب غیر شفاف
  • اطلاع · دانش · روشنی · زلالی · علم · وضوح
اضافه کردن

ترجمه های "lucid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه