ترجمه "lucidity" به فارسی
وضوح, روشنی, اطلاع بهترین ترجمه های "lucidity" به فارسی هستند.
lucidity
noun
دستور زبان
The property of being lucid, lucidness. [..]
-
وضوح
nounThere's a false sense of lucidity that often accompanies grieving.
هميشه يک حس اشتباه از آشکاري و وضوح هست که معمولاً با غم همراهه
-
روشنی
nounThe sentiment, in contrast, was lucid:
اما احساسات به روشنی نشان داده شده بودند:
-
اطلاع
noun
-
ترجمه های کمتر
- زلالی
- دانش
- علم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lucidity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lucidity" با ترجمه به فارسی
-
روشنی · زلالی · وضوح
-
(از نظر فکری) آشکار · (در جنون ادواری) دوران هشیاری و عقل (در میان دو دوران دیوانگی) · (شعر قدیم) درخشان · تابناک · رخشا · روشن · روشن بین · زلال · شفاف · شیرفهم · عاقل · فرانما · فصیح · قابل فهم · منطقی · ناپیدا · نورانی · واضح
-
خواب غیر شفاف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن