ترجمه "lug" به فارسی
گنجانیدن, دیرک, قلاب بهترین ترجمه های "lug" به فارسی هستند.
lug
verb
noun
دستور زبان
A lug nut. [..]
-
گنجانیدن
verb -
دیرک
noun -
قلاب
-
ترجمه های کمتر
- (آکسل یا محور چرخ) میله یا پیچ سر محور (که چرخ در آن قرار می گیرد و با مهره یا lug nut در جای خود نگه داشته می شود)
- (اسکاتلند) گوش
- (امریکا - خودمانی) پولی که برای فعالیت های انتخاباتی از هوا داران کشیده می شود
- (بدون دلیل کافی) مطلبی را وارد بحث یا مکالمه کردن
- (قدیمی) خرکشی
- (چیز سنگین را) کشان کشان بردن
- به خرکشیدن
- جعبه ی کم عمق (برای ارسال میوه و سبزیجات)
- حلقه ی افسار اسب (درشکه یا گاری و غیره) که تیر وسط از میان آن ردمی شود
- خرکش کردن
- دنبال خود کشیدن و بردن
- قالب زدن
- هر چیز گوش مانند یا گیره مانند که با آن چیزی را نگه می دارند
- گریز زدن (به)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lug " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lug
proper
noun
Alternative spelling of Lugh. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Lug" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Lug در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
LUG
abbreviation
Linux user group
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"LUG" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای LUG در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "lug"
عباراتی شبیه به "lug" با ترجمه به فارسی
-
(خودمانی) لاجرعه نوشیدن · سر کشیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن